شده تا حالا در عرض چند روز احساس کنید که آوار زندگی روی سرتون خراب شده ...؟
شده تا حالا در یه مدت کوتاه چند تا از عزیز ترین نزدیکانتون رو از دست بدین...؟
شده اینقدر از زندگی خسته بشین که فکر آرامش و راحتی خودتون مثلا مرگ به همه ی افکار دیگتون مسلط بشه...؟
اگه اتفاق افتاده باید بگم که با شرایط الان من کاملا همدردین، فکر کنم بدونین چی می گم...
آره خستم، از همین زندگیم خستم، نیاز به یه بیابون دارم که تا می تونم توی اون داد بزنم... اما شایدم همه چیزو بریزم توی خودم ... نمی دونم ...
من اینجا بس دلم تنگ است...
و هر سازی که می بینم بد آهنگ است ...
بیا ره توشه برداریم
قدم در راه بی برگشت بگذاریم ...
ببینیم آسمان هرکجا
آیا همی رنگ است ؟ ...